تبلیغات
عکس هایی از طبیعت گردی در ماکو - خاطره آخر من

خاطره آخر من

جمعه 30 بهمن 1388 11:16 ق.ظنویسنده : Omid Ghahreman

 

سلامی می کنم ای آشنا ، شاید که تو مرا نشناسی ولی همیشه جای خالی در مهمانی عشقم برای تو داشتم.
ولی اکنون که پیر تر از زمان گشته ام تو در مهمانی غروبم آمدی... بگویم بیش لحظه ها وقت ندارم تو بدان هر چه خواهی تو بگو مهمانی ولی من غصه سرایم تو شنو
هر چه بگذشت به یاد تو گذشت        هر چه دیدم رخصار تو دیدم
هر چه خوردم به یاد تو بخوردم
روزهایم به خیال تو گذشت            نفهمیدم چه گذشت
فقط این خواهم که بیننده غروبم باش تا مبادا باد برد خاطره آخر من..
خدا نگهدار.

غروب

آخرین ویرایش: - -

 
چهارشنبه 30 فروردین 1396 11:37 ب.ظ
Your means of explaining everything in this post is genuinely pleasant,
all can effortlessly understand it, Thanks a lot.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر